سرمقاله
در شرایط حساس کنونی که منطقه غرب آسیا شاهد یکی از پیچیدهترین رویاروییهای سیاسی، امنیتی و رسانهای میان ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از یک سو و ایران بعنوان سردمدار محور مقاومت از سوی دیگر است، نقش رسانهها در تبیین واقعیتها و مقابله با عملیات روانی دشمنان بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است
تجربه تحولات اخیر نشان میدهد که در کنار میدانهای نظامی، «جنگ روایتها» به یکی از اصلیترین عرصههای نبرد تبدیل شده و گاه اثرگذاری آن بر افکار عمومی، بازارها و تصمیمگیریهای سیاسی کمتر از عملیات میدانی نیست.
امروز بسیاری از تحلیلگران معتقدند بخش مهمی از اظهارات و مواضع مقامات آمریکایی و صهیونیستی نه در چارچوب واقعیتهای میدان، بلکه با هدف مدیریت افکار عمومی، تأثیرگذاری بر روحیه ملتها و ایجاد محاسبات غلط در جبهه مقابل مطرح میشود. از این رو رسانهها باید با دقت، هوشمندی و مسئولیتپذیری بیشتری به تحلیل و بازتاب این مواضع بپردازند.
انگیزههای احتمالی از طرح ادعاهای اخیر درباره پایان جنگ
برخی ناظران سیاسی معتقدند اظهارات اخیر ترامپ درباره پایان جنگ را میتوان در چارچوب چند هدف مشخص تحلیل کرد.
نخست آنکه این اظهارات میتواند بخشی از یک عملیات روانی گسترده برای مدیریت بازارهای جهانی و جلوگیری از افزایش تنشهای اقتصادی ناشی از تداوم درگیریها باشد. سابقه رفتاری ترامپ نشان میدهد وی همواره تلاش کرده است با ارسال پیامهای هدفمند، بر فضای روانی بازارها و افکار عمومی اثر بگذارد.
از سوی دیگر، اعلام یکجانبه برخی مواضع درباره پایان جنگ میتواند تلاشی برای القای برتری سیاسی و ایجاد یک «واقعیت ذهنی» برای طرف مقابل باشد؛ روشی که در ادبیات راهبردی از آن به عنوان ایجاد امر واقع یاد میشود.
همچنین این اظهارات میتواند بخشی از فرآیند ارزیابی واکنشها و سنجش میزان آمادگی و مواضع بازیگران منطقهای، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، تلقی شود. در بسیاری از موارد، واکنش رسانهها، افکار عمومی و مقامات رسمی به چنین اظهاراتی اطلاعات ارزشمندی را برای مراکز تصمیمسازی فراهم میکند.
ایران؛ بازیگری تعیینکننده در معادلات جنگ و صلح
آنچه در تحلیل تحولات اخیر نباید نادیده گرفته شود، نقش محوری و تعیینکننده جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای است. واقعیت این است که امروز هیچ طرح امنیتی، سیاسی یا نظامی در منطقه بدون در نظر گرفتن جایگاه و قدرت ایران قابلیت تحقق ندارد.
طی سالهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توانمندیهای بومی، توسعه ظرفیتهای دفاعی و موشکی، ارتقای قدرت بازدارندگی و گسترش نفوذ راهبردی خود توانسته است به یکی از مهمترین بازیگران تأثیرگذار منطقه تبدیل شود. این جایگاه به گونهای است که حتی قدرتهای بزرگ جهانی نیز در محاسبات خود ناگزیر از لحاظ کردن نقش ایران هستند.
تحولات اخیر نیز نشان داده است که برخلاف برخی تبلیغات رسانهای، نه فشارهای اقتصادی، نه تحریمهای گسترده و نه تهدیدهای نظامی نتوانستهاند اراده سیاسی و قدرت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را تضعیف کنند. برعکس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که توان بازدارندگی ایران به یکی از عوامل اصلی جلوگیری از گسترش جنگ و تغییر موازنه قدرت در منطقه تبدیل شده است.
در واقع اگر امروز سخن از آتشبس، مذاکره یا پایان درگیریها مطرح میشود، بخشی از آن ناشی از این واقعیت است که طرفهای مقابل به خوبی از هزینههای سنگین هرگونه رویارویی گسترده با ایران و ظرفیتهای آن آگاه هستند. قدرت موشکی، توان دفاعی، عمق راهبردی و پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی ایران عواملی هستند که در محاسبات امنیتی منطقه نقش تعیینکننده دارند.
از سوی دیگر، استمرار ثبات ساختارهای حکمرانی، انسجام ملی و حضور فعال ایران در معادلات منطقهای نشان میدهد که جمهوری اسلامی نه تنها از معادلات حذف نشده، بلکه به یکی از ارکان اصلی تعیین آینده تحولات منطقه تبدیل شده است.
مسئولیت رسانهها در شرایط جنگ روایتها
در چنین شرایطی، رسانهها وظیفهای خطیر بر عهده دارند. مهمترین مسئولیت آنان جلوگیری از شکلگیری روایتهای نادرست، بزرگنمایی ادعاهای طرف مقابل و غفلت از واقعیتهای میدانی است.
رسانههای مسئول باید:
– میان خبر، تحلیل و گمانهزنی تمایز قائل شوند.
– از بازنشر ناخواسته عملیات روانی دشمنان پرهیز کنند.
– اقتدار ملی، منافع کشور و امنیت روانی جامعه را در اولویت قرار دهند.
– نقش و جایگاه واقعی ایران در تحولات منطقه را بر اساس واقعیتهای میدانی تبیین کنند.
– از القای یأس، ترس یا خوشبینی غیرواقعی در جامعه خودداری نمایند.
– دستاوردهای بازدارندگی و توانمندیهای ملی را به شکلی مستند و حرفهای برای افکار عمومی تشریح کنند.
و خلاصه اینکه جنگ روایتها امروز به اندازه نبردهای میدانی اهمیت یافته است. هر خبر، تحلیل یا موضعگیری میتواند بخشی از یک طراحی بزرگ سیاسی و رسانهای باشد. در این میان آنچه نباید از نظر دور داشت، جایگاه برجسته جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مهمترین بازیگران معادلات منطقهای است.
واقعیتهای میدانی نشان میدهد ایران نه یک بازیگر حاشیهای، بلکه یکی از عوامل اصلی شکلدهنده موازنه قدرت در منطقه است. قدرت بازدارندگی، توان دفاعی، ظرفیتهای راهبردی و انسجام ملی کشور موجب شده است که بسیاری از محاسبات سیاسی و نظامی بازیگران بینالمللی بدون در نظر گرفتن نقش ایران فاقد اعتبار باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری هوشیاری رسانهای، تبیین واقعیتها، تقویت وحدت ملی و مقابله با عملیات روانی دشمنان ضروری است. در عصر جنگ روایتها، گاهی یک خبر یا یک جمله میتواند بیش از یک عملیات نظامی بر افکار عمومی و بازارها اثر بگذارد. از همین رو، دقت رسانهای و روایت صحیح واقعیتها دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ منافع ملی و اقتدار کشور محسوب میشود.
منوچهر جعفری