در پرتو تحولات اخیر و مذاکرات پیشنویس اصول و شروط، دستیابی به توافقی پایدار برای پایان دادن به جنگ، مستلزم تأکید بر اصول بنیادین و بدیهی مورد درخواست جمهوری اسلامی ایران است. این اصول، نه تنها تضمینکننده امنیت و منافع ملی ایران، بلکه مبنای برقراری صلح و ثبات پایدار در منطقه خواهند بود.
**۱.مدیریت و حاکمیت بر تنگه هرمز:** تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، از اهمیت استراتژیک ویژهای برای امنیت ملی و منافع اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. پس از جنگ، مدیریت این تنگه باید به گونهای تداوم یابد که ضمن تضمین امنیت پایدار ایران در خلیج فارس، حقوق طبیعی این کشور در بهرهمندی مادی از عبور و مرور شناورها نیز به رسمیت شناخته شود. اعمال حاکمیت مؤثر بر تنگه هرمز میتواند به عنوان اهرمی قدرتمند در جهت رفع یا کاهش آثار تحریمهای ظالمانه علیه ایران عمل کند و بر رفتار کشورهای متخاصم و تحریمکننده تأثیرگذار باشد. تأکید بر این نکته ضروری است که تنگه هرمز یک برگه مذاکراتی نیست، بلکه حق مسلم و خدشهناپذیر ملت ایران است که باید از آن پاسداری شود. بازگشت این تنگه به وضعیت پیش از جنگ، چه به عنوان پیششرط پایان جنگ و چه پس از آن، به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. رهنمودهای صریح مقام معظم رهبری، تکلیف این موضوع را روشن ساخته و مدیریت جدید ایران بر این آبراه راهبردی را دائمی و غیرقابل مذاکره اعلام کرده است. ۲.خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه خلیج فارس: حضور نیروهای نظامی خارجی، به ویژه نیروهای ایالات متحده آمریکا، در منطقه خلیج فارس، همواره به عنوان عامل اصلی تجاوز، تنش و زیانرسانی به منافع جمهوری اسلامی ایران تلقی شده است. تداوم حضور این نیروها، سایه جنگ و ناامنی را بر منطقه افکنده و مانع از برقراری صلح و همکاریهای منطقهای خواهد شد. لذا، خروج قطعی این نیروها از منطقه، یکی از شروط اساسی و غیرقابل اغماض ایران برای پایان دادن به جنگ محسوب میشود. ۳. جبران خسارات وارده به ایران: جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته است، حق مسلم خود در دریافت غرامت خسارات وارده در طول جنگ تحمیلی سوم و جنگ ۱۲ روزه را پیگیری خواهد کرد. هیچگونه کوتاهی یا مماشاتی در تحقق این شرط کلیدی پذیرفتنی نیست، چرا که این حق، مطالبه قانونی و بهحق تکتک مردم ایران است. ۴. جایگاه جبهه مقاومت: اگرچه پایان جنگ شامل متحدان ایران در جبهه مقاومت نیز خواهد شد، اما این امر به معنای سلب حق مقاومت مشروع آنان در برابر اشغالگری نیست. جبهه مقاومت، بخشی جداییناپذیر از استراتژی دفاعی و امنیتی منطقه محسوب شده و حمایت از آن، در چارچوب حفظ موازنه قدرت و مقابله با تجاوزگری ادامه خواهد یافت. بنابراین تثبیت اصول فوق، چارچوب لازم را برای دستیابی به یک توافق پایدار و عادلانه فراهم میآورد. پایبندی طرفین به این اصول، تضمینکننده پایان واقعی جنگ و آغازگر دوران جدیدی از صلح، امنیت و همکاریهای سازنده در منطقه خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران بر حفظ منافع ملی و اصول بنیادین خود در این مذاکرات تأکید ورزیده و تحقق این شروط را لازمه برقراری صلحی پایدار میداند.