زمانی جوانان از در دست گرفتن سیگار در خیابان، خجالت میکشیدند، حال نه تنها این قبح ریخته شده، بلکه سن سیگار کشیدن آن هم در ملاعام به دوره نوجوانی و حتی کلاس دبستان رسیده است.
به گزارش افق آذربایجان ازایرنا، دود آرامآرام در فضای حیاط مدرسه، پشت دیوارهای دانشگاه، کنار ایستگاههای اتوبوس و در محوطه خوابگاهها پخش میشود، نفسها میبُرد، ریهها تنگ و سرفهها آغاز میشود. صحنههایی که روزبهروز در مدار تکرار میچرخند و دیگر کمتر کسی را شگفتزده میکنند.
سیگار، بیصدا خودش را به بخشی از زندگی روزمره نسل نوجوان و جوان رسانده است. این جانور بی دست و پا چنان رسوخی یافته که تبدیل به سبک زندگی نوجوانان وجوانان شده و هویت اجتماعی آنها را شکل داده است.
وقتی سیگار نکشید، ساده لوح و سوسولید!
اگر تا چند سال پیش مصرف دخانیات در میان نوجوانان و دانشجویان، رفتاری پنهان و محدود به جمعهای کوچک یا یک کوچه پشتی و خلوت که کسی آن را نبیند، بود، امروز به تصویری واضح و شفاف در فضاهای عمومی تبدیل شده است و هرکسی که خارج از این عرف و چارچوب بماند، از سوی جمع جوانان، عقب مانده یا ساده لوح خطاب میشود.
میثم، یکی از دانشجویان ترم آخر دانشگاه به خبرنگار ایرنا، میگوید: من در دانشگاه سیگاری شدم. ترم اول که با همکلاسیهایم در وقتهای استراحت و بیکاری، جمع میشدیم، اول آنها میکشیدند و من نگاه میکردم و تعارف کردنهایشان را شوخی تلقی میکردم، اما بعد حس میکردم که کنار آنها شبیه یک بچه دیده میشوم، برای همین اول با یک نخ شروع شد.
وی اضافه می کند: نخ اول امروز به ۲ پاکت در روز رسیده و اگر سیگار نکشم، روانم به هم میخورد. الان زندگی بدون سیگار را نمیتوانم تصور کنم.
غول وابستگی، درب وادی اعتیاد را میگشاید
بسیاری از جوانان و نوجوانان، تجربه اولین سیگار را با کنجکاوی و تحت تاثیر جمع دوستان آغاز میکنند. اغلب نوجوانی که در دوران مدرسه در دام این هیولا نیفتادهاند، در دوران دانشگاه به راحتی تحت تاثیر فضای دوستانه سیگار به دست میگیرند و با جو آن همراه میشوند. این تجربه شاید برای اندکی کوتاه باشد و چنان اراده و روحیه راسخی داشته باشند تا بدون وابستگی بتوانند از دام آن بگریزند، اما در بسیاری مواقع، سیگار کشیدن به عادتی آرام اما پیوسته تبدیل میشود، که در ابتدا شاید ساده به نظر برسد اما به مرور غول وابستگی را با خود یدک میکشد و درب ورود به وادی اعتیاد به مواد مخدر را میگشاید.
هادی، یکی از جوانانی که از سن نوجوانی شروع به مصرف سیگار کرده است، به ایرنا میگوید: آغاز مصرف سیگار من از روی کنجکاوی بود. وقتی میدیدم همکلاسیهایم، پدرم و بعضی از مردان فامیل سیگار میکشند، من هم کنجکاو شدم تا امتحان کنم. ۱۳ سال داشتم که پنهانی به یک مغازه بسیار دور از خانهمان رفتم و با دستانی لرزان و ترسان چندتا چیپس و پفک و یک نخ سیگار خریدم و گفتم که برای پدرم است. نمیدانم مغازه دار فهمید یا نه، ولی چیزی نگفت و من هم سیگار را برداشتم.
وی ادامه میدهد: تجربه اولین بار سیگار کشیدن برایم عجیب بود. حس میکردم بزرگ شدهام، چون سیگار کشیدن را یک عادت مردانه میدانستم. اوایل به صورت تفننی و دور از خانه سیگار میکشیدم، ولی رفته رفته مقدار مصرفم بالاتر رفت و نتوانستم هربار برای کشیدن سیگار از خانه خارج شوم و پنهانی در خانه با عطر و ادکلن به مصرفم ادامه دادم.
وی ادامه می دهد: سیگاری که به خاطر کنجکاوی شروع کرده بودم، رفته رفته به زندگیام نفوذ کرد. افکارم را دائم به هم میریخت که کی موقعی پیش میآید تا بروم و یک نخ بکشم. دوستان و همکلاسیهایی که سیگاری بودند، بیشتر با من گرم گرفتند و این باعث شد تا پایم به مهمانیهای شبانه و دورهمیهای دودی هم باز شود و مشروب و مواد را هم وارد زندگیام کنم.
هادی تاکید میکند: میدانم اعتیاد و سیگار بد است، همیشه این را شنیدهام و هزار بار هم مادرم ناراحتیاش را نسبت به وضعیت من بیان کرده، ولی انگار دست خودم نیست که دست بکشم و مثل یک کَنه زیر گلویم چسبیده و فقط سعی میکنم که زندگیام را سر کنم.
طرد سیگاریهای جوان از سوی نسل قدیم سیگاریها
سیگار در میان برخی از نوجوانان و جوانان، پاسخی موقت به استرس، فشارهای تحصیلی، نگرانیهای آینده و خستگیهای روانی است. لحظهای کوتاه برای فاصله گرفتن از فشارها، حتی اگر بهای آن در بلندمدت سنگین باشد. شاید قبح سیگار کشیدن برای نسل جوان ریخته باشد ولی جالب است که هنوز افراد سیگاری از سوی بزرگترها حتی آنهایی که خودشان سیگاری هستند، طرد شده و وقتی سیگار را در دست فرزندان خود میبینند، آن را زشت میدانند.
هادی درباره واکنش خانوادهاش به سیگاری شدنش، میگوید: هزاران طعنه و گلایه و اشک و گریه را از طرف مادرم و خواهرم دیدم. مادرم هر روز دعا و راز و نیاز میکند که از این وضعیت خارج شوم. خودش میگوید که پدرت، عمرش را به پای همین سیگار داده، تو عمرت را تلف نکن. پدرم از دوران جوانی سیگار میکشد، وقتی جریان سیگاری شدنم را فهمید، بسیار از او خجالت کشیدم، من را کتک زد ولی حرفهایش برایم معنایی نداشت وقتی خودش سیگار میکشید. هرچند میدانم که خودش را هم مقصر میداند چون من اول از همه در دست او سیگار را دیدهام.
سیگار مثل و نقل و نبات ریخته است
دسترسی به انواع سیگار و ویپ در اطراف مدارس و دانشگاهها، محلات، روستاها و شهرها آسانتر از گذشته شده و محصولاتی که با ظاهر متفاوت و تبلیغات غیرمستقیم، بیش از پیش در دسترس نسل نوجوان و جوان قرار گرفتهاند، جوانان را هرچه بیشتر به سیگار کشیدن ترغیب میکند.
نسلِ دودی
نسلِ دخترانِ دودی
نگاهی به جمعهای جوانان سیگاری، یک زنگ بحران دیگری را به صدا درمیآورد که جای نگرانی بسیار است. نسل دختران سیگاری نسبت به گذشته، افزایش چشم گیری دارد. قبلا تعداد دخترانی که در کل خیابانهای یک شهر، سیگار به دست میگرفتند به تعداد انگشتان دست هم نمیرسید، اما اکنون کافی است تا به جمعها و پاتوقهای جوانان در کوچهها، خیابانها، کافهها و رستورانها سری بزنیم تا دختران سیگاری قابل توجهی را مشاهده کنیم.
اکنون سیگار کشیدن دختران و زنان در فضاهای عمومی هرچند از نظر عرفی و فرهنگی، عملی ناپسندیده تلقی میشود، ولی مشاهدات علنی از جامعه نشان میدهد که این عمل درحال افزایش است و دیری نمیپاید تا قبح سیگار به دست گرفتن دختران نیز ریخته شود.
دودهایی که از میان لبهای سرخ شده و ناخنهای لاک زده دختران خارج میشود، شاید در نگاه اول برای نسل خودشان به قولی «کول» و جذاب بنظر برسد ولی این رفتار، خودش، خانواده و جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد.
الناز، یکی از دختران نوجوانی است که این روزها سیگار کشیدن به یک عادت روزانهاش تبدیل شده است، البته بدون اطلاع خانوادهاش.
وی به خبرنگار ایرنا، میگوید: میخواستم سیگار کشیدن را تجربه کنم. از بس که میگفتند زنها سیگار نمیکشند، میخواستم به همه نشان بدهم که زنها هم میتوانند سیگار بکشند. زنها هرکاری میتوانند بکنند، فقط باید نترسند. من هم سیگار میکشم. شنیدم که میگویند که سیگار برای زنها خطر ناباروری و عفونت دارد و حتی باعث پیری و پوکی استخوان میشود، ولی این همه آدم سیگار میکشند، چرا کسی چیزی نمیشود.
وی درباره اینکه میگوید از چیزی نمیترسد ولی چرا خانوادهاش از سیگار کشیدنش اطلاع ندارد، میافزاید: قرار نیست خانواده از همه چیز خبر داشته باشد. شاید از واکنش شان میترسم. مادرم همیشه به من گیر میدهد که باید مواظب رفتارت باشی و دوستانت را با دقت انتخاب کنی، ولی برایم مهم نیست چون من دقیقا همان دختری هستم که باید بقیه مواظب باشند با من دوست شوند.
الناز درباره نگاه جامعه به او و سایر زنان و دخترانی که سیگار میکشند، اظهار میکند: اوایل حساسیت زیادی روی این موضوع داشتم که هر بار سیگار به دست میگیرم، هزار تا چشم به سمت من میچرخد و الان سرم را پایین میاندازم تا کسی را نبینم، گاهی خجالت میکشم و احساس میکنم که دارم اشتباه میکنم، سیگار کشیدن عیب دارد، اما گاهی هم با سیگار کشیدن احساس آرامش پیدا میکنم، اما این آرامش زودتر تمام میشود. ذهنم مدام در تلاطم است.
این دختر نوجوان در دوره حساسی از زندگیاش قرار دارد و به دنبال یافتن هویت و شخصیت خود است. او سیگار را یک مامن امن در این دنیای پیچیده یافته تا بگوید من هم انسان بزرگی هستم و چارچوب «من کیستم» را برای خود مشخص کند، اما دریغ از اینکه پایه گذاری شخصیتش را بر روی آب مرداب گذاشته که هر روز بیشتر در آن فرو میرود و به جای اینکه رشد کند و شکوفا شود و اوج بگیرد، بیشتر به عقب و زمین بازمیگردد.
چرا سیگار کشیدن را عمل بد میدانیم؟
سیگار کشیدن را «عمل بد» میدانیم چون هم از نظر علمی و هم اجتماعی، پیامدهای منفی مشخص و گستردهای برای فرد مصرفکننده، اطرافیان و حتی جامعه دارد.
نخست از نظر سلامت جسمی است و سیگار یکی از عوامل اصلی بیماریهای جدی مثل سرطان ریه، بیماریهای قلبی، سکته و مشکلات مزمن تنفسی است. نیکوتین و مواد شیمیایی موجود در دود سیگار به مرور بدن را درگیر میکنند و آسیبها معمولا تدریجی و غیرقابل بازگشت هستند.
دلیل دوم، رفتار اعتیادآور سیگار است. نیکوتین باعث وابستگی میشود و همین موضوع اختیار فرد را در مصرف کاهش میدهد. به همین دلیل بسیاری از افراد با وجود آگاهی از ضررها، ترک کردن برایشان سخت است. هر نوع رفتار اعتیادآوری نیز انسان را در زندگی اجتماعی و فردی با چالش رو به رو میکند و افکار و رفتارهایش را تحت شعاع قرار میدهد.
مسئله بعدی نیز بحث دود دست دوم است و افرادی که خودشان سیگار نمیکشند هم در معرض آسیب قرار میگیرند. این موضوع به خصوص برای کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای تنفسی خطرناک است و باعث میشود فرد سیگاری از برخی جمعها حذف شود یا برخی افراد از معاشرت با آنها دوری کنند.
سیگار کشیدن از نظر اجتماعی و اقتصادی هم هزینهزا است. هزینه خرید سیگار در طول زمان زیاد میشود و در سطح کلان، هزینه درمان بیماریهای ناشی از آن فشار زیادی به نظام سلامت و خانواده فرد وارد میکند. به خصوص در وضعیت اقتصادی امروز، خرید سیگار یک بار هزینهای اضافی بر دوش افراد میگذارد که حتی جزو اولویتهای نخست زندگی هم نیست.
و از نظر فرهنگی و روانی نیز وقتی سیگار در سنین پایین یا در محیطهای آموزشی عادی شود، میتواند به شکل یک رفتار الگویی منتقل شده و بر سبک زندگی نسلهای بعد اثر بگذارد و نسلِ دودی شکل بگیرد.
به همین دلیل است که در بسیاری از جوامع، سیگار کشیدن نه فقط یک انتخاب شخصی، بلکه یک رفتار پرریسک و مسئلهدار تلقی میشود و پیامدهایش از خود فرد فراتر میرود.
به گزارش ایرنا، نسل جدیدی از جوانان و نوجوانان، حساس تر، شکننده تر و معصوم تر از گذشته در بحران هویت گرفتار شده و در دریای اطلاعات سطحی و فضای مجازی غرق شدهاند. در چنین شرایطی که هر تجربه، گران تمام میشود و انسان را به راهی بی بازگشت سوق میدهد، روح آنها خدشه برمیدارد و تنهاتر از همیشه در دنیای انزوای خود فرو میروند.
در چنین شرایطی، بزرگترها باید بدون قضاوت، درکنار آنها مثل یک دوست، راهنمای آنها باشند. فهمیدن زبان نسلی که چند دهه کوچکتر است، به خصوص در زمانه انفجار اطلاعات، سخت است ولی کار نشدنی نیست، فقط وظیفه سنگینی را بر دوش والدین میگذارد. فهمیدن زبان این نسل، آغاز راه اصلاح سبک زندگی برای نسلی است که دود را هویت میداند.