شهریار تبریز/ آذر کریمزاده: این مفهوم که ریشه در ایدههای خلاقانهای مانند «طب سوزنی شهری» دارد، با ایجاد نمونههای اولیهی عملیاتی از مسیرهای دوچرخهسواری موقت تا گسترش فضاهای پیادهرو و سبز به شهرها اجازه میدهد تا با آزمون و خطا، راهحلهای پایدار را در مقیاسی انسانی بیابند. اما آیا این اقدامات موقت صرفاً پاسخی اضطراری به بحرانهای مقطعی هستند یا میتوانند به استانداردی جدید در مسیر تحقق «شهر پایدار» تبدیل شوند؟ این نوشتار با بررسی پیوند میان شهرسازی تاکتیکی و اهداف پایداری شهری، نقش آن را در تسریع گذار زیستمحیطی و افزایش کیفیت زندگی در شهرهای امروز و فردا مورد کندوکاو قرار میدهد.
از نخستین روزهای پایان قرنطینه، پدیدار شدن ناگهانی تعداد زیادی مسیر دوچرخهسواری و احتمالاً ایجاد خیابانهای پیادهراه در روزهای آتی برای استقرار میز و صندلیهای کافهها و رستورانها، مفهوم شهرسازی تاکتیکی را به کانون توجه آورد. اگرچه در حال حاضر به نظر میرسد اکثر این تجهیزات با توجه به مدیریت بحران بهداشتی، موقت باشند، اما شهرسازی تاکتیکی پاسخی فوقالعاده کارآمد به بسیاری از چالشهای «شهر پایدار» ارائه میدهد؛ مواردی نظیر: کیفیت زندگی، آلودگی صوتی، توسعه فضای سبز و مدیریت کیفیت هوا. با این اوصاف، آیا ممکن است این رویکرد به یک «استاندارد جدید» برای تسهیل گذار شهرهای ما به سوی محیط زیستی سالمتر تبدیل شود؟
شهرسازی تاکتیکی چیست؟
شهرسازی تاکتیکی مفهومی است که ریشههای آن به ایدهی «طب سوزنی شهری» بازمیگردد؛ مفهومی که توسط معمار و شهرساز برزیلی، خایمه لرنر، زمانی که در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مطرح و اجرا شد. او این مفهوم را بهعنوان روشی برای «واکنشپذیر کردن شهر با وارد کردن یک ضربهی کوچک و هدفمند به برخی نقاط، بهمنظور کمک به بهبود آنها و ایجاد یک واکنش زنجیرهای» تعریف میکند. در این رویکرد، تمرکز بر تسهیل شکلگیری پروژههایی در مقیاس انسانی، با هزینههای اندک و با مشارکت شهروندان است؛ روشی که لرنر بهویژه برای باززندهسازی زاغهنشینهای شهر خود از آن بهره گرفت. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵، این مفهوم توسط شهرساز آمریکایی، مایک لیندون، بازخوانی و نظریهپردازی شد. او اصطلاح «شهرسازی تاکتیکی» را برای توصیف گسست میان برنامهریزی شهریِ کلانمقیاس و بلندمدت، در مقابل تصاحب سریع فضاهای محلهای توسط ساکنان به کار برد؛ فرآیندی که در صورت موفقیتِ کاربری، میتواند زمینهساز توسعهی گستردهتر در آینده شود. از اینرو اصطلاح «شهرسازی تاکتیکی» به تغییرات کمهزینه، سریع و غالباً موقتی در فضای شهری گفته میشود که هدفش بهبود کیفیت زندگی و آزمایش طرحها پیش از اجرای دائمی آنهاست.
به عبارت دیگر، شهرسازی تاکتیکی یعنی ساخت سریع یک نمونه اولیه عملیاتی با کمترین هزینه، تکرار و اصلاح آن بر اساس نحوه استفاده کاربران، تا در نهایت به نسخهای دست یافت که قابل مقیاسپذیری یا پیادهسازی در ابعاد گسترده باشد. این یک روش چابک، سریع و کارآمد برای ایجاد خدمات یا محصولات است که در آن، «کاربر نهایی» در مرکز توجه قرار دارد.
در مسیر حرکت به سمت مدلهای شهر پایدار، شهرسازی تاکتیکی میتواند نیرویی واقعی برای تسهیل فرایندهایی چون فضای سبز شهری، بازپسگیری فضاهای عمومی در حوزه حملونقل، یا احیای برخی محلهها باشد؛ رویکردی که اجازه میدهد در زمینهای رهاشده و متروکه شهری که در انتظار احیای دوباره هستند، فضاهای اشتراکی ایجاد شود.
اما در حالی که جهان میان وضعیت قرنطینه و خروج از آن در حال نوسان بود، ابتکارات شهرسازی تاکتیکی یا گذرا که در حال حاضر برای پاسخ به بحران بهداشتی قارچگونه در حال رشد هستند، میتوانند به کاتالیزورهایی واقعی برای شتاب بخشیدن به گذار زیستمحیطی سرزمینهای ما تبدیل شوند.
رونق بزرگ مسیرهای دوچرخهسواری
طبق ضربالمثل معروفی که میگوید: «شما پل را بر اساس تعداد افرادی که با شنا از رودخانه عبور میکنند نمیسازید»، همواره ثابت شده است که هرچه مسیرهای دوچرخهسواری در یک شهر بیشتر باشد، دوچرخهسواران بیشتری از آنها استفاده میکنند. آژانس مدیریت محیطزیست و انرژی فرانسه نیز در گزارش اخیر خود درباره اقتصادِ دوچرخه، بر رابطه مستقیم میان «نرخ کاربران» و «طول مسیرهای ایجاد شده به ازای هر نفر» تأکید کرده است. به این پدیده در شهرسازی “تقاضای القایی” گفته می شود؛ یعنی برخلاف تصور عامه که اول باید تقاضا باشد تا زیرساخت ساخته شود، در اینجا ساختِ زیرساخت امن، خودش باعث ایجاد تقاضا میشود.
با این حال، برای پاسخگویی به الزامات دورهی قرنطینه، لازم بود ضمن کاهش استفاده از حملونقل عمومی، از بازگشت گستردهی خودروی شخصی نیز جلوگیری شود؛ چراکه خودروهای شخصی عامل آلودگی هوا و صوتی، افزایش خطرات و تشدید ترافیک هستند. از اینرو، بیشتر کلانشهرهای جهان بر ایجاد مسیرهای دوچرخهسواری «موقت» تمرکز کردند. این روند ابتدا در شهرهایی مانند بوگوتا و نیویورک آغاز شد و سپس در فرانسه نیز تقریباً تمام شهرهای بزرگ را دربر گرفت.
با حمایت آژانس محیطزیست و مدیریت انرژی فرانسه و مرکز مطالعات و تخصص در زمینهی مخاطرات، محیطزیست، تحرک و برنامهریزی شهری، نزدیک به هزار کیلومتر مسیر دوچرخهسواری در مدتزمانی بسیار کوتاه در سراسر کشور ایجاد شد. این مسیرها با علائم راهنماییای گاه ساده و ابتکاری و گاه پیشرفتهتر اجرا شدند، اما مهمتر از همه اینکه بهسرعت و با استقبال و تأیید افکار عمومی شکل گرفتند؛ بهطوری که حتی بر اساس نخستین کارزارهای اعتراضی، شهروندان خواستار دائمی شدن مسیرهای دوچرخهسواری موقت شهر نیس در آینده شدهاند.
شهر متعلق به پیادهها
فراتر از این اقدامات (و سایر تدابیری که اخیراً برای تقویت استفاده از دوچرخه در شهرهای فرانسه اتخاذ شده)، اقدامات دیگری نیز در قالب مفهوم «شهرسازی تاکتیکی» احتمالاً طی هفتههای آینده چهره شهرها را تغییر خواهند داد. بخش بزرگی از این تغییرات برای آن است که کافهها و رستورانها بتوانند تراسهای خود را بازگشایی کنند، اما دلیل دیگر، جبران یک ناهنجاری بسیار رایج در اروپا و بهویژه در فرانسه است: پیادهروهای ما بیش از حد باریک هستند.
در واقع باید یادآوری کرد که ۵۰ تا ۸۰ درصد از فضای شهرها به خودروها اختصاص یافته است، چه برای تردد و چه برای پارک. این در حالی است که عرض اکثر پیادهروهای ما حتی به یک متر هم نمیرسد… که این موضوع حفظ «فاصلهگذاری فیزیکی» را غیرممکن میکند؛ بهویژه زمانی که صفهای طولانی در مقابل فروشگاهها تشکیل میشود.
در اینجا نیز، «شهرسازی تاکتیکی» باید به بسیاری از شهرها اجازه دهد تا فضاهای عمومی خود را بازآفرینی کنند. چه در ویلنیوس، نیویورک و آتن، و چه در رن و نانت در فرانسه، چندین کلانشهر پیش از این اعلام کردهاند که مناطق پیادهراه جدیدی ایجاد میکنند تا کافهها و رستورانها بتوانند در تابستان امسال تراسهای خود را برپا کنند. این یک ضرورت عمیق از منظر اقتصادی و بهداشتی است، اما در عین حال با چالشهای زیستمحیطی «شهرهای پایدار» نیز همسو است.
در نهایت، این فضاهای موقت میتوانند – بسته به نوعِ استفاده و بازخورد مردم – به فضاهای دائمی تبدیل شوند. و اگر این مدل موفقیتآمیز باشد، چرا نباید این شیوه از کار را دموکراتیک کرده و آن را به نیازهای دیگر نیز تعمیم داد؟ نیازهایی مانند ایجاد فضاهای سبز، باغها و باغچههای شهری؛ که در اعلب شهرها در حال انجام است. شهرسازی تاکتیکی فقط برای دوچرخه نیست، بلکه میتواند راهی برای وارد کردن طبیعت (کشاورزی شهری) به قلب سیمان و آسفالت باشد.
اهمیت انعطافپذیری در مدیریت شهری : موقت یا دائمی؟
برخلاف شهرسازی سنتی که از بالا به پایین دیکته میشود، اینجا شهر خودش را با رفتار واقعی مردم تنظیم میکند. شهرسازی اقلیمی پیوند دادن تاکتیکهای سریع با اهداف بزرگ محیطزیستی مثل مقابله با گرمای زمین است. از آنجا که در جزایر حرارتی شهری مناطقی در شهر که به دلیل تجمع آسفالت و ساختمانها، دمای بسیار بالاتری نسبت به اطراف دارند؛ شهرسازی تاکتیکی با ایجاد سریع فضاهای سبز میتواند این اثر را کاهش دهد. در کل می توان دریافت که چطور “موقت بودن” میتواند ابزاری برای رسیدن به “پایداری دائمی” باشد.
شهرسازی تاکتیکی با چابکی و انعطافپذیری به یک دارایی واقعی برای ساخت شهرها و مناطق پایدار تبدیل میشود. این چابکی، همان حلقهی مفقودهای است که شاید در طراحیهای شهرسازی کلاسیک بیش از حد جای خالیاش احساس میشود. در واقع صحبت از آزمودن با کمترین هزینه است تا بتوان رفتارها و نحوه استفاده مردم را مشاهده کرد و سپس آنچه را که برای همگان عادلانه و منصفانه است، به شکلی دائمی تثبیت کرد.
بنابراین، آیا در آینده و با هدف بازآفرینی شهرهایمان در برابر چالشهایی که با آنها روبرو هستیم (کمآبی، آلودگی، سر و صدا و جزایر حرارتی شهری)، شهرسازی تاکتیکی و اقلیمی میتواند به یک رویهی پایدار برای شهرهای پایدار تبدیل شود؟
منبع:
https://leshorizons.net/urbanisme-tactique-et-si-ca-perdurait/








(1)
(1)
(1)
(1)
(1)
(1)
(1)